بافتى يك كيلوگرمى جا داده و توان مصرفى و گرماى توليدى اش از يك پردازنده پنتيوم چهار كمتر است. توليد گرما و مصرف انرژى، امروزه جدى ترين موانع صنعت نيمه رسانا در راه ساختن ريزتراشه هاى قدرتمندتر و با قيمت ثابت به حساب مى آيند. در 20 سال آينده پيشرفت پردازنده هاى ديجيتال سيليكونى به مرزهاى بنيادى فيزيك و اقتصاد خواهد رسيد و آن موقع، تراشه سازها مجبور مى شوند به طرح هايى روى بياورند كه از اصول و قضاياى فيزيكى متفاوتى- مثل نسبيت خاص- براى كار بهره بگيرند. شايد اين، تركيب غريبى به نظر بيايد. نسبت خاص درباره حركت در سرعت هاى بالا است كه در آن اينشتين براى اولين بار، برداشت هاى مطلق از مفاهيم زمان و ايستايى را كنار گذاشت. تنها چيزى كه مطلق باقى ماند C بود يعنى سرعتى كه نور، فضاى تهى را با آن مى پيمايد. اين نظريه، پيامدهاى عجيب و غريبى براى هر جسم سريع (نسبت به ناظر) دارد. مثلاً طول جسم كوتاه مى شود، گذشت زمان را با آهنگ كندترى در مقايسه با ناظر، احساس مى كند و اگر در يك ميدان الكتريكى ايستا در حال حركت باشد، ميدان را كمى مغناطيسى مى بيند. البته اين اثرات نسبيتى، معمولاً خيلى جزيى و كوچك هستند. مگر اين كه سرعت جسم به كسر قابل توجهى از سرعت نور- كه حدود 300 ميليون متر بر ثانيه است- برسد.با اين معيار، حتى لپ تاپ ها و رايانه هاى جيبى هم خيلى سريع حركت نمى كنند ولى وضعيت براى الكترون هاى داخلشان متفاوت است. اوايل سال گذشته گروهى از فيزيكدانان دانشگاه سانتا باربارا در كاليفرنيا به رهبرى ديويد آوشالوم، روش جديدى ابداع كردند كه در آن مى توان به كمك نسبيت، الكترون هاى سريع داخل نيمه رساناها را وا داشت تا كارهاى جديد و خارق العاده اى بكنند.كار، هنوز در مراحل ابتدايى است. چيزى در مايه هاى ساخت اولين گيت منطقى نيمه رسانا در 40 سال پيش. ولى اگر مهندسان بتوانند روشى براى كنار هم چيدن ميليون ها گيت نسبيتى روى يك تراشه سيليكونى كوچك پيدا كنند- چيزى كه آوشالوم به همراه گروه هاى تحقيقاتى انيتل و هيولت پاكارد روى آن كار مى كند- نتيجه اش مى تواند پردازنده هايى خيلى سريع تر از مدل هاى كنونى باشد كه توان بسيار كمترى نياز دارند و گرماى به مراتب كمترى هم آزاد مى كنند. جالب تر از اين، تراشه هاى نسبيتى مى توانند منطقى را به خدمت بگيرند كه خيلى پيچيده تر از عمليات دودويى مورد استفاده در رايانه هاى امروزى است. اين قطعات جديد، حتى قادرند الگوى اتصالات داخليشان را بهينه سازى كنند و تقريباً در لحظه، به مدارى كه براى كار موجود طراحى شده، تبديل شوند. موبايلى را تصور كنيد كه مى تواند آرايش مدار فرستنده گيرنده اش را براى استفاده از هر شبكه مخابراتى در دنيا تغيير بدهد و با فشار يك دكمه، پردازنده اش را براى ترجمه كلام از يك زبان به زبان ديگر از نو برنامه ريزى كند. تراشه هايى مانند اين را به احتمال زياد مى شود در كارخانه هاى ريزپردازنده كنونى ساخت. محتواى جادويى، يك ماده جديد نيست، بلكه فيزيك مدرن است. يعنى رفتارهايى كه با نظريه هاى نسبيت و مكانيك كوانتومى توصيف مى شود.